سوئیس

سوئیس در مرکز اروپا قرار دارد. به دلیل جغرافیای سوئیس به بام اروپا معروف است. فرهنگ سوئیس آمیخته به جشن های فصول و مذهبی است. اقتصاد سوئیس روبه رشد است. سیاست سوئیس بیشتر در پی صلح جهانی است.

نام کشور سوئیس

این کشور نام های بسیاری چون ,sizera schweiz.Suisse.Sizra دارد که تمبرها و سکه های این کشور نمی توانند تمامی این نامها را بر خود داشته باشند بنابراین آنها نام لاتین خود یعنی «هلویشه یا Helvetia» را برگزیدند.

سوئیس کشور تضادها، طبیعت فوق العاده و منابع فرهنگی است که می رود تا برهه ای جدید از تغییرات مهم را شاهد باشد. از اوایل قرن ۲۱ همزیستی گذشته و آینده اقوام در این کشور باعث شد که آنها به تقابل و تکامل یکدیگر بپردازند چنانکه سوئیسی های امروزی با توجه به تغییرات سیاسی اجتماعی، بهتر و عالیتر از سال های گذشته اند. از سال ۱۸۱۵ در هیچ جنگی شرکت نکردند.سوئیس دوستار صلح است و بسیاری از سازمان های بین الملی از جمله مقر سازمان صلیب سرخ جهانی، دومین دفتر اروپایی سازمان ملل در شهر ژنو، در این کشور واقع است.

دریاچه لانگرن در سوئیس

دریاچه لانگرن در سوئیس

برای سفر به سوئیس درنگ نکنید. در این کشور کوچک در قلب اروپا، درختان کاج از کوههای آلپ به بالا کشیده شده اند بطوریکه انبوهی آنها در برف­های دائمی قله کوه­ها پنهان است. سیل­های خروشان آبهای یخی خود را به درون دریاچه های آینه وار پرتاب می کنند و در دره های سبز رنگ آن صدای زنگلوله های گاوهای فربه و سالم طنین انداز می شود.اگر قصد عزیمت به این کشور زیبا را دارید و میخواهید ویزای سوئیس را دریافت کنید. فقط لازم است به سایت ما wisa.ir مراجعه کنید و فرم ویزای سوئیس را تکمیل کنید.

قلعه ها به این چشم انداز، منظره ای افسانه ای هدیه می کنند و در تابستان گلهای شمعدانی از پنجره ها و بالکن های آن آویزانند.هیچ نقشه ای نمی­تواند واقعیت جغرافیایی سوئیس را به دقت نشان دهد. نزدیک به دو سوم مساحت کشور را کوه­ها تشکیل می دهند و ارتفاع برخی قله ها بیش از ۴۵۰۰ متر است.

 

گاوهای کوهای آلپ

گاوهای کوهای آلپ

کمتر فردی یارای مقاومت در برابر تماشا و صعود از اسطوره های متروهون (مونت کروین) و یا آنچه که توسط سه گانه با ابهت ایگر، مونک و یانگ فرا خلق می شود را دارد.

متهورن، در بالاترین نقطه سوئیس ایستاده است

متهورن، در بالاترین نقطه سوئیس ایستاده است

 

جغرافیای سوئیس

 

به سمت شرق و پایین، سرازیرهای «گریزنز»، زمین­های شیبدار اسکی آروسا ، داووس و سنت مورتیز قرار دارند. زمین­های پست حاصلخیز بین کوه­های آلپ به سمت جنوب شرق و کوه­های صخره ای سبز «جورا» به سمت شمال شرق و میان دریاپه های ژنو و کانستنس واقعند. این نواره باریک سبز و صنعتی در بردارنده شهر های بزرگ و اکثریت جمعیت ۷.۹ میلیون نفری تشکیل دهنده این کنفدراسیون می باشد.

کوه های آلپ سوئیس

کوه های آلپ سوئیس

ژروا منطقه ای در شمال غرب این کشور است. که پوشیده از رشته کوههای متراکم است. سرزمینی بین ژروا وسلسله جبال آلپ قرار دارد. این منطقه به وسیله ۲ کوه محصور شده و دو دریاچه از بزرگترین دریاچه های سوئیس به نام ژنو و کنستانس در خود جا داده است.که بخش اعظم جمعیت کشور در این منطقه است و قلب اقتصادی سوئیس را در خود جای داده است.

یخچال های سوئیس: نزدیک به ۳۰۰۰ کیلومتر مربع از یخچال ها و ذخیره های برفی سوئیس در رشته کوهای آلپ واقع شده است.

یخچال پرتورو مورنو

یخچال پرتورو مورنو

رودها: سوئیس جزء سه منطقه بزرگ آبی اروپا است. رو رَن ۶۸ درصد آب های این کشور را به دریای شمال می ریزد و رود رُن، رو پو ، رود ادیژ در مجموع ۲۷/۶ درصد از آبهای سوئیس را به دریای مدیترانه می ریزند. و رود این حدود ۴/۴ درصد آبهای این کشور را به دریای سیاه می ریزد.

جغرافیای انسانی سوئیس

جمعیت: جمعیت سوئیس طبق آخرین آمار در سال ۲۰۱۶ بالغ بر ۸/۳۲۲ میلیون نفر است. عمر متوسط مردان ۷۵ و زنان ۸۳ سال است.

نژاد: مردم سوئیس از نژاد آریایی و سفید پوست هستند. که شامل ۴ گروه می باشند

  • نواحی شمال شرقی از نژاد آلمانی ژرمن هستند که حدود ۶۸ درصد از جمعیت سوئیس را شامل می شوند.
  • نواحی جنوب غربی که از نژاد سلت هستند.
  • نواحی جنوبی از نژاد لاتینی هستند
  • نواحی شمال از نژاد رت هستند
نژاد و زبان مردم سوئیس

نژاد و زبان مردم سوئیس

زبان: تنوع در سوئیس فراتر از شرایط آب و هوایی و چشم اندازهای آن است. جریان های فرهنگی در این تقاطع زبانی و در میان همسایگان قدرتمند همگرا می شوند. سه زبان اصلی در سوئیس رسمیت دارند: ۶۵ در صد از مردم به زبان «شوایزردوچ» تکلم می کنند که گویش آنها آلمانی است. ۱۹ درصد به زبان فرانسوی به عنوان زبان اصلی صحبت می کنند و ۱۰ درصد نیز به زبان ایتالیایی حرف می زنند.

چهارمین زبان ملی این کشور «رومانش» است که یک درصد مردم با آن سخن می گویند. این زبان در دره های کوه گریزنز صحبت می شود و بقای خود را مرهون تعصب سخن گویانش است. هر یک از این اقوام سنتها، ادبیات، سلیقه های غذایی و سبک زندگی مختص به خود را دارند اما تبادلات فرهنگی نیز صورت می پذیرد. برخی از این تبادلات، نهادی و سازمانی اند و برخی نیز پنهانند که هیچ کدام از آنها به آسانی اتفاق نمی افتند. این ویژگی هاست که از سوئیس کشوری چندین پارچه با ایده ها و افراد فعال و پر جنب و جوش می سازد.

مردم سوئیس

مردم سوئیس

سیاست سوئیس

نظام دموکراتیک مردمی سوئیس به لحاظ سیاسی نبض کشور را در دست دارد . هر کدام از ۲۶ بخش و نیمه بخش­ها موجبات لذت این کشور را از چند پارچگی اش را فراهم می آورند. همانطور که ۳۰۰۰ کمون شهری و روستایی این وظیفه را انجام می دهند. ابتکارات مورد پسند و انتخابات در سطوح ملی و منطقه ای به منظور طرح قوانین جدید با حذف مقررات مباحثه برانگیز برگزار می شوند. همه این مکانیزم­ها تا حدودی مایه زحمت دستگاه سیاسی اند و فرایند تصمیم گیری را در این کشور زمانبر می کنند.

از آنجاییکه سوئیس تمایل به پارلمانی مردمی دارد، متعاقب آن ارتش شبه نظامی مردمی نیز از دیگر انتخاب های این کشور می باشد. همه مردان واجد شرایط در سنین ۲۰ تا ۳۶ سال در ارتش ثبت نام نموده و الزامی ست تا خدمات منظم سربازی را انجام دهند.

سیاست سوئیس (ساختمان پارلمان برن)

سیاست سوئیس (ساختمان پارلمان برن)

با اینکه عجیب به نظر می رسد، اما سوئیس صلح طلب و بی طرف آماده است تا به هرگونه تهاجمی پاسخ دهد. دام های ضد تانک، سنگرها و نوارهای فرود جنگنده در بسیاری از دره های روستایی پنهانند.

قدرت اجرایی در سوئیس به کابینه ای متشکل از هفت مرد و زن خردمند که توسط پارلمان انتخاب می شوند سپرده شده که این نظام به تعادل نامحسوس قدرت میان جناح های سیاسی همانند تعادل میان مناطق کشوری احترام قائل است. این هفت نفر به نوبت در انتظار مسند ریاست جمهوری کنفدراسیون هستند. از آنجائیکه مدت زمان ریاست جمهوری هر رئیس جمهور یک سال است یک شهروند عادی به سختی می تواند به یاد آورد که در زمان حال، چه کسی رئیس جمهور کشور است. تواضع مشاهده شونده در میان چهره های سیاسی سوئیس به توده مردم هم تسری می یابد.

 

اقتصاد سوئیس

سوئیس علاقمند نیست که مورد ستایش قرار گرفته و یا به دلیل موقعیت و یا ثروتهای ملی اش تمجید و تحسین شود. با این وجود متوسط استاندارد زندگی در این کشور بالاست و باید به یاد داشت که این کامیابی علیرغم ناچیزی منابع طبیعی این کشور بدست آمده است. کمبود ذغال سنگ و نفت باعث شده تا این کشور برای مهار آب­های جاری از کوه­های آلپ در قلمرو خودش دچار جدال و کشمکش شود و یا به سمت تولید کالاهای لوکسی برود که صادرات آنها سود بیشتری عاید کشور نماید.

اقتصاد سوئیس (مناطق توریستی)

اقتصاد سوئیس (مناطق توریستی)

قطارهای سوئیس بیش از هر زمان دیگری به طور منظم فعالیت می نمایند. پیاده روهایش تمیزند و به مقررات حمل و نقل در آن بیش از کشورهای همسایه احترام گذاشته می شود. البته توجه به جزئیات ، زندگی را در سوئیس بسیار موشکافانه و دقیق می سازد، خصوصاً در لذت­ها و خوشی­های زندگی هنری و فرهنگی آن.

به دلیل حضور تعداد زیادی از اتباع بیگانه در این کشور مانند پناهجویان سیاسی، کارگران مهاجر و یا نخبه هایی که از سخت گیریهای مالیاتی کشورشان گریخته اند، همسایه ها خصوصاً در شهرهای بزرگ شباهتی به سوئیس کلیشه ندارند.

شهر و کشور

اکثریت آلمانی زبان بیشترین درصد جعیت سوئیس را به استثنای غرب و جنوب غرب آن تشکیل می دهند. زوریخ پایتخت اقتصادی و بازرگانی این کشور بوده و در قلب این اکثریت آلمانی زبان قرار دارد. در حیطه بازرگانی بین المللی «اصول زوریخ» معتبر بوده و قادر است حکم هایی صادر نماید که بواسطه آنها فعالیت­های بازرگانی ایجاد و منحل شوند. اما برای گردشگران ، شهر بوتیکهای زیبا، موزه ها، موسیقی و یادمان­هایی از گذشته غنی را عرضه می کند. ژنو به عنوان بزرگترین شهر فرانسوی زبان این کشور فضایی بین المللی دارد که این فضا را در سایه موقعیت جغرافیایی اش در هم مرزی با فرانسه و نیز ده ها سازمان و نهاد بازرگانی بین المللی که در آن فعالیت می کنند، داراست.

پایتخت سیاسی کنفدراسیون سوئیس شهر برن می باشد که بین دو قطب زبانی و رقبای اقتصادی قرار گرفته است. در برن یادبودهای عظیم و خیابانهای جادویی وجود ندارد.

شهر ژنو

شهر ژنو

 

فرهنگ سوئیس

برن به لحاظ برخورداری از برخی تجملات، بسیار «سوئیسی» است و با این وجود یکی از دلپذیرترین پایتخت­های اروپایی ست. هر کدام از شهرهای سوئیس فضای مختص به خود را دارد که با توجه به تاریخ، زبان و مشاغل آن متفاوت است. حتی شهرهای کوچکتر نیز در این کشور به لحاظ فرهنگی حرفهای زیادی برای گفتن دارند.

برای بازدید از پل­های مسقف لوسرن و حرکت به سمت باغ­های پرتقال لوگانو در قلب منطقه ایتالیایی مسافرتی نیم روزی با قطار کفایت می کند. تغییرات زبانی و فرهنگی و شرایط آب و هوایی در این مناطق به اندازه کوههای آلپی ست که این دو منطقه را از هم جدا می کند. بسیاری از روستاهای سوئیس برای توقف های بین راهی مناسبند. هنرهای محلی و صنایع دستی، معماری (برخی شهرهای کوچک خانه های قابل توجهی از قرون وسطی را در خود دارند)، آداب و رسوم محلی نیز همانند چشم اندازهای این کشور در خور توجه و علاقمندی اند.

ا

فرهنگ سوئیس (کلیسای شهر سنت گالن)

فرهنگ سوئیس (کلیسای شهر سنت گالن)

گر شما تنها به قصد بازدید از موزه ها و کلیساهای این کشور به آن سفر نکرده باشید به احتمال زیاد زمان زیادی را در فضای آزاد سپری نموده و از تنفس در هوای پاک کوهستانهای آن لذت خواهید برد. اگر ذخیره انرژی مناسبی دارید می توانید قله ها را فتح کنید و یا از کوه­ها با دوچرخه و یا پای پیاده بالا بروید.

همینطور می توانید از صخره های سنگی صعود کرده یا موج سواری کنید. تنیس و گلف بازی کنید، به شنا بروید قایق سواری کنید با گلایدر پرواز کنید، اسکی روی آب انجام دهید و یا به ماهی گیری بروید. در جنگل­ها و ییلاقات قدم بزنید و فلش­های زرد رنگ مختص مسیر پیاده روی را دنبال کنید.

و حالا نوبت خرید است… پنجره­های فروشگاهها شما را به خرید کالاهای لوکس مانند ساعت­ها، جواهرات و اجناس آخرین مدل می فریبند. با توجه به کیفیت کار کارگران سوئیسی اطمینان داشته باشید که خریدهای شما ارزش مبلغ پرداختی را دارند. اگر بودجه اتان محدود است از ویترین به تماشای کالاها بپردازید. مقداری از زمانتان را به قدم زنی در غرفه های بازارهای فضای باز اختصاص دهید . این بازارها هفته ای یکبار یا دو بار در نزدیکی هر شهر و یا شهرک برپا می شوند و شما در آن می توانید گل، میوه، سبزیجات فصل، نان سوئیسی و صنایع دستی را بیابید.

فروشگاه لوکس ساعت و جواهرات سوئیس

فروشگاه لوکس ساعت و جواهرات سوئیس

 

در سوئیس می توانید با هر میزان بودجه غذا صرف کنید. منطقه ژنو در میان سایر مناطق به رستورانهای فوق العاده اش معروف است. پنیر یک ماده غذایی مورد پسند در غذاهای «رکلت و فوندو» (غذای سوئیسی که شهرت بین المللی دارد) می باشد.

در برخی از مناطق مانند والی، نوشاتل یا تیچینو، رسوم نوشیدنی سازی شهرت دارند. در اولین کافه ای که می بینید بنشینید و از نوشیدنی محلی آن بچشید. عجله نکنید زیرا بومی­ها ساعت­ها را در این کافه ها به روزنامه خوانی و لذت بردن از نوشیدنی ها می گذرانند.

هزینه ها : هزینه مهاجرت به سوئیس اجاره بها برای سوئیت یک نفره ماهیانه حدود ۷۵۰ فرانک و اجاره بهای آپارتمان یک خوابه ۴۰-۵۰ متری تقریبا ۱۳۰۰ فرانک است خانه با وسایل کامل معمولا حدود ۱۰۰-۱۵۰ فرانک گران تر است. به این مبالغ ماهیانه بطور میانگین ۱۰۰ فرانک هم بابت پرداخت قبوض اضافه می شود که با صرفه جویی و بهینه سازی مصرف آب و انرژی میتوان تا حد زیادی هزینه ی مسکن در سوئیس را کاهش داد.

همانطور که میدانید عمده نیازهای ضروری پس از مسکن یعنی خوراک و پوشاک رکن اصلی مخارج ماهانه را تشکیل میدهد. این دو عنوان هزینه کاملا به سبک و سیاق زندگی فرد بستگی دارد که ایرانیان بنا به ذائقه خاص خود و استفاده از موادی چون گوشت حلال باید هزینه بیشتری نسبت به سایر افراد پرداخت کنند.
مبلغ ۲۰۰ فرانک هزینه خوراک دانشجویی درسوئیس برای یک ماه کافی است و در زمینه پوشاک با توجه به کیفیت کالاهای موجود در بازار این کشور و تناسب تنوع قیمت ها با درآمدهای مختلف میتوان با هزینه مشابه و یا کمتر از هزینه ماهانه خوراک ، گذران امور کرد.
یکی دیگر از مخارج اصلی حق بیمه ماهیانه می باشد که برای دانشجو ماهانه ۸۰ فرانک و به ازای هر همراه مبلغی در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ فرانک است. هزینه حمل و نقل عمومی نیز چیزی در حدود ۵۰ فرانک در ماه است. با توجه به آنچه تا اینجا گفته شد هزینه ماهیانه زندگی دانشجویی در کشور سوئیس بطورمتوسط ۱۵۰۰ فرانک می باشد

تاریخ سوئیس

هزاران سال قبل از ظهور ویلیام تل کشور سوئیس در محاصره یخچال­های طبیعی بود. اولین ساکنان آن در غارها زندگی می کردند و از طریق شکار و جمع آوری آذوقه زندگی می گذراندند. هنگامیکه یخچالها در ۵۰۰۰ سال پیش تا حدودی عقب نشینی کردند مردم قادر به حرکت به سمت کناره دریاچه ها و رودخانه ها شدند و روستاهایشان را برپا کردند.

در خلال دومین عصر آهن، حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد، قبیله سلتیک که به هلوشتین ها معروفند و سوئیس امروزی نامش را از آن گرفته است به این منطقه وارد شدند. در سال ۵۸ قبل از میلاد این قبیله به جستجوی قلمروهای جدید پرداختند . آنها زمینهای کشاورزی و اردوگاه­هایشان را آتش زدند و به جنوب غربی این کشور مهاجرت نمودند. تخمین زده می شود که تعداد آنها حدود ۳۷۰ هزار نفر در آن زمان بوده است. گرچه سپاه جولیوس سزار آنها را در «بیبرکته» متوقف نموده، به عقب راند و قلمرو آنان را مستعمره خود نمود.

تاریخ سوئیس

تاریخ سوئیس

رومی­ها پایتخت اداری خود را در «اون تیکوم» قرار دادند که امروزه این مکان تنها یک روستا (اوانچز) میان لوزان و برن است. آن ها جاده سازی نمودند و پیشرفت­های فنی خود و نیز فرهنگشان را به این منطقه آوردند که بعدها می توانست از ابزارهای مذهب جدید مسیحیت باشد. با افول امپراطوری روم، نیمه شرقی کشور به دست آلمانی­ها که یک قبیله جنگجوی ژرمن بودند افتاد و غرب آن تحت کنترل بور گوندی­ها در آمد. رودخانه سارینه که مرز میان این دو ناحیه را مشخص می­کند تا به امروز به عنوان مرز فرهنگی و زبانی میان سوئیس آلمانی زبان و سوئیس فرانسوی زبان باقی مانده است.

سال­های قرون وسطی

هر دو قبیله بورگوندی­ها و آلمانی ها بزودی بواسطه یکی از قدرتمندترین قبایل ژرمن یعنی فرانکها به تبعیت در آمدند و تحت حکومت شارلمان و در سال (۸۱۴-۷۶۸) بعد از میلاد، همه آنچه که ما امروزه کشور سوئیس می نامیم تحت امپراطوری ژرمنی روم مقدس یکپارچه گردید.

از این دوره به بعد صومعه ها به مرکز مطالعه و فرهنگ تبدیل شدند . پس از افول کارولین جیانزها در ۹۱۱ پس از میلاد، دوران طولانی توطئه های سیاسی آغاز گشت که این فتنه انگیزی ها توسط خاندانهای قدرتمند هابز برگ و زارینگن اتفاق افتاد. در اواسط قرن ۱۳ دو قدرت ظهور کردند یکی جبهه ساوی ها و دیگری هابز برگها، ساکنان مرکز سوئیس با گسترش نفوذ هابز برگ ها مخالف بودند زیرا هابز برگ ها آنها را مجبور به بی طرفی در کمک رسانی به سه قبیله والستاتن و ساکن در دره ها با نامهای اوری، شوایز و آنتروالدن می کردند. «پیمان اتحاد دفاعی» که بر سر آن در اگوست ۱۲۹۱ توافق شد را تاریخ شکل گیری کنفدراسیون سوئیس می دانند.

داستان ویلیام تل

در کشور بدون پادشاهان، این مردم اند که تاریخ ساز می شوند. اینکه آیا ویلیام تل یک اسطوره بود و یا یک انسان حقیقی چندان اهمیتی ندارد. مهم آنست که وی یک قهرمان ملی سوئیسی به شمار می رود.

در اوایل قرن ۱۴ یک فرد روستایی ساده این شجاعت را داشت که در مقابل حاکم ظالم بایستد.وی بدلیل سرپیچی از بیان سلام و تهیت به نماینده هابزبرگ­ها یعنی «بیلیف گسلر» هنگام گذر از آلدورف مورد توبیخ قرار گرفت. از سوی گسلر مجبور و محکوم شد که سیبی را روی سر پسر خود با پیکان نشانه بگیرد. وی به این منظور دو تیر از مخزن پیکان ها انتخاب نمود. در نشانه گیری سیب بالای سر پسرش موفق شد و گفت که تیر دوم را به قصد نشانه گیری گسلر برداشته است که شانس این پرتاب را از دست داد.

تاریخ سوئیس (ویلیام تل)

تاریخ سوئیس (ویلیام تل)

حاکم خشمگین دستور داد که وی را به زندان بیندازند. سپس او را با قایق به سمت سیاه چال قلعه می بردند که ناگهان طوفانی دریاچه را مواج ساخت. تنها «تل» قادر بود که قایق را از غرق شدگی نجات دهد. وی قایق را به ساحل دریاچه و جایی که امروزه به تلزپلته مشهور است رساند و از آنجا پا به فرار گذاشت.

بعدها وی یک کمین را بر علیه حاکم ستمگر در نزدیکی کیوسنت رهبری نمود و در نهایت گسلر را کشت. نمایشنامه فردریک شیلر با نام «ویلیام تل» تابستان هر سال در مکان فضای باز تئاتر اینترلاکن و آلدورف برگزار می شود.

رویدادی که هر سال در یک آگوست گرامی داشته شده و به عنوان روز ملی سوئیس از آن یاد می شود. تاریخ تولد ویلیام تل اسطوره سوئیس نیز در همین ایام بوده است. از سال ۱۳۱۵ و از زمان جنگ والدستاتن با ها بزبرگها در نبرد مورگاتن، این اتحاد معنای خود را یافت . ساکنان شوایز آنچنان دلاورانه جنگیدند که تمامی کنفدراسیون به نام «سوئیس» نامگذاری شد.

در قرن ۱۴ میلادی در سایه اتحاد های بیشتر با سایر جوامع (لوسرن، زوریخ، گلاروس، زوگ و برن) کنفدراسیون به هشت بخش گسترش یافت و همه این بخش­ها برای مبارزه با مهاجمان خارجی سازماندهی و آماده شدند.

روز ملی سوئیس

روز ملی سوئیس

 

شجاعت و دلاوری سربازان سوئیسی در جنگهای سمپاچ ۱۳۸۶ و نافلز در ۱۳۸۸ باعث شد که هابزبرگ­ها شکست را پذیرا شده و شهرت ارتش قوی سوئیس بیش از پیش شود. این اعتبار در جنگهای بورگوندی ها (گرندسان و مرتن در سال ۱۴۷۶ و نانسی در ۱۴۷۷) به تائید و تثبیت برسد.

بخت برگشتگی

از جنگ مارینانو در ۱۵۱۵ به عنوان اولین دفاع ارتش سوئیس یاد می شود که ۱۲۰۰۰ سرباز آن در این جنگ کشته شدند. با این وجود متفقان، آبروی ارتش را حفظ نموده و پس از آن به عنوان مزدور برای ارتش خارجی خدمت نمودند. آنها بزودی جنگی را علیه دشمنان خود ترتیب دادند. تیراندازان در این جنگ تاثیر زیادی بر دشمنان گذاردند و از نسل آنها امروزه به عنوان محافظان رنسانسی واتیکان استفاده می شود.

در ۱۵۱۶، کنفدراسیون معاهده صلح دائمی را با فرانسه امضا نمود و پس از آن کنفدراسیون به ۱۳ بخش تقسیم شد (فریبورگ، سولوترن، بازل، شاف هاوسن و اپنزل نیز به این پیمان پیوستند). سوئیس از قلمروهای خود مانند تیچینو محافظت نمود در حالیکه فرانسه این حق را برای خود محفوظ داشت تا مزدورانش را در هر زمان که بخواهد فرا خواند.

نزاع های مذهبی

تنش­های ادامه دار قرن ۱۶ با ظهور «اصلاحات» شدیدتر شد. در ۱۵۲۲ و ۵ سال پس از آنکه مارتین لوتر ۹۵ تز خود را به اولریک زوئینگلی کشیش گلاروسی واعظ کلیسای اصلی زوریخ در کلیسای ویتنبرگ آلمان تحویل نمود، اختیارات پاپ به چالش کشیده شد. در سال­های پس از آن زوریخ، برن، بازل و شاف هاوسن به اصلاحات گرویدند اما در بخش­های اوری، شوایز، آنتروالد، لوسرن و زوگ همانند سولوترن و فریبورگ کاتولیسم همچنان تثبیت شد. علیرغم وجود این تقسیمات مذهبی، کنفدراسیون شروع به جداسازی خود از آنها (با جنگ شهری کاپل در ۱۵۳۱) قبل از سازش توافق نمود.

اولریک زوئینگلی

اولریک زوئینگلی

 

در خلال میانجی گری اصلاح طلب فرانسوی به نام گیوم فارل، شهر برن اصلاحات پروتستانی در نوشاتل و ژنو را مورد تشویق قرار داد و منافعی را از توفیق خود در تاثیر گذاری بر این شهرها کسب نمود. با وجود تهدید از جانب دوک ساوی، ژنو نیروی نظامی را برای دفاع از خود از برن فرا خواند.

پس از تعقیب و فرار نیروهای ساوی، برن «وود» را تصرف نمود اما ژنو تحت سلطه قرار نگرفت.

در ۱۵۴۱ اصلاح طلب دیگر فرانسوی به نام جین کالوین حکومت روحانیون پروتستان را در ژنو برپا نمود و «پروتستان روم» ظهور یافت. با فقدان قدرت مرکزی و آزار رقبای مذهبی هم پیمانان نمی توانستند از یک سیاست خارجی جامع پیروی کنند.

از زمان جنگ مارینانو آنها دیگر در نزاع های اروپایی به جز از طریق مزدورانشان شرکت نداشتند.

کنفدراسیون مسیری بی طرف را در پیش گرفت و ارتش بی طرفی از دل خشونت­های هلوتن در خلال جنگ­های سی ساله (۴۸-۱۶۱۸) بوجود آمد. از ۱۶۴۷ این ارتش فدرال در کنار کاتولیک ها و پروتستان­ها مبارزه نمود و از بی طرفی سوئیس محافظت نمود. یکبار دیگر با معاهده وست فالیا در ۱۶۴۸ صلح برقرار شد و کنفدراسیون به حکومت پادشاهی تبدیل و استقلال آن در سطح جهانی به رسمیت شناخته شد که برن مهمترین نقش را در این جریانات ایفا نمود.

از سال ۱۶۸۵ این کشور پناهگاه بسیاری از پروتستان­های فرانسوی شد که از سرزمین خود و پس از لغو قانون نانت به سوئیس گریختند. اما درگیری های مذهبی در سوئیس نیز در خلال قرن ۱۷ میلادی شدت گرفت.

نقاشی متعلق به قرن ۱۹ سوئیس

نقاشی متعلق به قرن ۱۹ سوئیس

آنها در ۱۶۵۶ (زمانی که کاتولیک ها به پیروزی رسیدند) و در سال ۱۷۱۲ (روزی که پروتستان­ها پیروز شدند) و قبل از پایان مشاجرات توافق صلح آرو که هر دو مذهب را با هم برابر اعلام نمود، شکست خوردند. در همان برهه، تحولات اجتماعی کنفدراسیون را به لرزه درآورد جایی که هنوز در آن حقوق سیاسی تنها به ثروتمندان تعلق داشت و سودهای بانکی و تجاری در تجارت کتان، ابریشم، پشم و ساعت سازی در دستان عده قلیلی قرار می گرفت.

جای تعجب نیست که پس از آن واکنش­های انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ به شدت بر سوئیس تاثیر گذار بود. پس از اشغال و ضمیمه بخش­هایی از کنفدراسیون (خصوصاً بازل و بخش­های وود، والی و ژنو) ارتش­های انقلابی فرانسه جمهوری هلوتیک را به سوئیس تحمیل نمودند که تصنعی بوده و ساختارهای متمرکز آن مورد تکفیر و غضب اغلب شهروندان سوئیسی قرار گرفت.

ناپلئون بناپارت به سه سال هرج و مرج پایان داد و آن زمانی بود که وی قانون اساسی جدید را در سال ۱۸۰۳ و به عنوان میانجی به سوئیس بخشید قانونی که از کنفدراسیون باستانی الهام گرفت و به آن ۶ بخش جدید اضافه کرد و این کنفدراسیون را به ۱۳ بخش گسترش داد.

وی همچنین سربازان وظیفه سوئیسی را به همراه خود برای شرکت در جنگ برد : ۸۰۰۰ مرد سوئیسی هنگام عقب نشینی ارتش ناپلئون از روسیه جان باختند.

 

بی طرف اما مراقب

کنگره وین در سال ۱۸۱۵ استقلال و بی طرفی سوئیس را تایید نمود و سه بخش جدید (والی، ژنو که توسط فرانسوی­ها از ۱۷۹۸ تا ۱۸۱۳ اشغال شد و نوشاتل که بطور همزمان تا سال ۱۸۵۷ تابعه پروس باقی ماند) از این زمان به بعد به کنفدراسیون اضافه شده و به این کشور موقعیت جغرافیایی کنونی را بخشیدند. اما نزاع های مذهبی میان کاتولیک ها و پروتستان­ها دوباره شدت گرفت.

در سال ۱۸۴۷ بخش­های کاتولیک از کنفدراسیون جدا شد (پیمان سوندرباند) گرچه کمپینی که توسط ژنرال دوفور هدایت می شد سه هفته بعد به راه حل معاهده پایان داد و بازگشت به صلح را اجباری نمود. ثبات سیاسی و یکپارچگی ملی در سال ۱۸۴۸ توسط قانون جدیدی تضمین شد که دموکراسی سوئیسی واقعی را با تقسیم قدرت برابر میان بخش­های مختلف بنا نهاد.

قانون اساسی سال ۱۸۷۴ تا به امروز موثر واقع شده و از بنیان­های این کشور محافظت نموده است. به لحاظ بین المللی کشور سوئیس از سال ۱۸۶۳ رسمیت یافت و آن زمانی بود که هنری دونات سازمان صلیب سرخ را در ژنو تاسیس نمود . از آن پس این کشور پناهگاهی برای پناهجویان مشهوری مانند لنین تا سولزنیتسن به شمار رفت.

مجسمه عدالت در بالای آبنمای عدالت در برن

مجسمه عدالت در بالای آبنمای عدالت در برن

ژنو از سال ۱۹۲۰ مرکز فرماندهی جامعه بین المللی بوده و امروزه نیز مقر اروپایی سازمان ملل در این شهر واقع است. به شکل متناقضی تا سال ۲۰۰۲ این کشور به میل خود از ورود به سازمان ملل به دلیل تهدید موضع بی طرفش خودداری می نمود.

این بی طرفی بواسطه در جنگ جهانی به شدت مورد آزمون واقع شد. اولین جنگ جهانی از سوئیس چشم پوشی نمود اما وی را در دام رکود اقتصادی شدیدی گرفتار کرد. تا ۵۰ سال پس از جنگ جهانی دوم ، نظرات رسمی مبنی بر این بود که سوئیس در برابر ورود جنگ به کشورش مقاومت نموده که این در سایه ارتش نیرومند، اراده حاکمان و مردمانش صورت گرفته است .

در سال­های اخیر سیاستمداران آمریکایی پرده از وجود منابع مالی یهودی برداشتند که در جنگ دوم جهانی توسط نازیها مصادره شده و در بانک­های سوئیس سرمایه گذاری شده بود. پس از این کشف، مردم سوئیس به طور دردناکی مجبور به بازنویسی تاریخ خود می شوند. با نگاهی به گذشته به نظر می آید این کشور کوچک علیرغم بسیج شجاعانه و واقعی مردم و ارتش هیچگاه نمی توانست از جنایات جنگی نازیها بدون ایجاد سازش هایی با رژیم نازی در امان بماند. رهبران آن زمان این کشور باید میان حفظ کشورشان و یا بی طرفی معصومانه اخلاقی یکی را انتخاب می کردند. امروزه دیدگاههای انسانی و واقعی بیشتری ظهور یافته است: ضعف ها و قوت ها در این کشور با هم زیست کرده اند همانطور که در همه جا وضع به این منوال بوده است.

پیمان نانت

پیمان نانت

 

مفهوم بی طرفی به موازات دموکراسی مستقیم نه تنها به دلایل تاریخی بلکه به خاطر مسائل سیاسی و اقتصادی در مرکز توجهات سوئیس قرار دارد. پس از تغییرات ۵۰ ساله اخیر سوئیس در سال ۲۰۰۲ به سازمان ملل پیوست اما هنوز انزوا و گوشه گیری از ویژگی های سیاستی این کشور است زیرا تنها یکسال قبل از ورود به سازمان ملل این کشور پیشنهاد الحاق به اتحادیه اروپا را رد کرد. به دلیل عدم اطمینان در خصوص مزایای پیوست به چنین اتحادیه ای این کشور برای مدت زمانی ترجیح داد که شاهد رشد این ائتلاف باشد با اینکه در قلب این قاره قرار دارد.

تقاط عطف تاریخی

سال ۵۸ قبل میلاد: هلوشن ها برای حمله به کائول، تلاش نموده و توسط جولیوس سزار به عقب رانده شدند، رومی­ها شروع به اسکان در قلمرو سوئیس نمودند.

۲۶۰ بعد از میلاد اولین تهاجم آلمانی­ها.

قرن ۶ میلادی: وروده فرانکها به این سرزمین.

قرن ۹ میلادی: قلمرو های سوئیس با امپراطوری روم مقدس ترکیب شد.

قرون ۱۱ تا ۱۳ میلادی: خاندان هابز برگ فرمانروایی منطقه را به دست گرفت.

قرن ۱۳ میلادی: اهمیت تجاری «کریدور آلپاین» افزایش یافت.

۱۲۹۱: پیمان میان اوری، شوایز و آنترواندن : به عنوان اولین فدراسیون .

۱۳۱۵: والدستانن ارتش اتریش را در جنگ مورگاتن در هم کوبید. آغاز قدرت نظامی هم پیمانان.

۱۵۱۵: شکست در جنگ مارینانو و پایان قدرت ارتش سوئیس.

۱۵۲۵: آغاز اصلاحات در سوئیس.

۱۵۳۶: کنفدراسیون به مناطق فرانسوی زبان گسترش یافت.

۱۶۸۵: لغو پیمان نانت، بسیاری از پروتستانهای فرانسوی تبعید شدند.

۱۷۹۸: فرانسه ساختار جمهوری را به سوئیس تحمیل نمود.

۱۸۰۳: بازگشت به فدرالیسم، ۶ بخش جدید به کنفدراسیون پیوستند.

۱۸۱۵: کنگره وین، حکومت مرکزی در برن تاسیس شد.

۱۸۶۳: تاسیس سازمان صلیب سرخ در ژنو.

۱۹۱۴-۱۹۱۸: سوئیس به بی طرفی خود ادامه داد.

۱۹۴۵–۱۹۳۹: سوئیس در جنگ دوم جهانی نیز بی طرف ماند.

۱۹۷۱: زنان سوئیسی حق رای در انتخابات فدرالی را یافتند.

۱۹۷۹: بخش فرانسوی زبان جورا از کنفدراسیون جدا شد: سیزدهمین بخش کنفدراسیون ظهور یافت. ۱۹۹۲: نتیجه رفراندوم مخالفت با پیوستن به انجمن اقتصادی اروپاییان بود اما برای شرکت در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی آرا مثبت بود.

۲۰۰۱: با برگزاری یک انتخابات سوئیس به عدم حضور در اتحادیه اروپا رای مثبت داد.

۲۰۰۲: سوئیس به سازمان ملل پیوست.

۲۰۰۵: رای دهندگان سوئیسی توافق شینگن را به منظور بازنمودن مرزهای خود به روی سایر شهروندان اروپایی پذیرفتند.

۲۰۱۱: سوئیس اعلام نمود که برنامه هایی برای توقف تدریجی انرژی هسته ای دارد.

تماس تلگرامی با wisa.ir

به این صفحه امتیاز بدهید
  • مطالب این صفحه مفید بود
  • دوباره به این سایت مراجعه میکنم
  • پشتیبانی به سرعت و با دقت به سوالات جواب داد
4.5
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
1 (1 رای)