فرانسه

مقدمه

افسون و زیبایی پایتخت فرانسه یا «شهر شهرها» به گفته ویکتور هوگو، ایدی و جاودان است. در طول قرن ها، هر نسل داستان خود را افزوده و هر لایه سرشار از حوادث و پیچیدگی های تاریخی است. پاریس که تا حد زیادی در طول دو جنگ جهانی در امان مانده، در طی چند قرن برنامه ریزی شهری دقیق ساخته شده است. بناها و موزه های آن یک حس آشنا پنداری به شما می دهند. در نتیجه، «شهر نور» مدت هاست که هنرمندان، نویسندگان، فلاسفه و آهنگسازان را جذب خود می کند. همان طور که ژان ژرادو (۱۹۴۴-۱۸۸۲) می گوید، «پاریسی ها افتخار می کنند که بخشی از شهری هستند که در آن بیشترین فکر کردن، حرف زدن و نوشتن انجام شده است».

جغرافیا

پاریس که در طول جغرافیایی ۲ درجه و ۲۰ دقیقه غربی و عرض جغرافیایی ۴۸ درجه و 50 دقیقه شمالی، مشابه عرض جغرافیایی اشتوتگارت در آلمان و ونکوور در کانادا، واقع شده جایی است که تمام کانال های فرانسه، در آن به هم می رسند. شهر مساحتی نزدیک به ۱۰۰ کیلومتر مربع دارد و ۱۳ کیلومتر از شرق به غرب، و ۹ کیلومتر از شمال به جنوب کشیده شده است.

پایتخت فرهنگی

برخلاف تلاش های بسیار برای تمرکززدایی در فرانسه، پاریس همچنان بر هنر، ادبیات، موسیقی، مد، موسیقی، آموزش، تحقیقات علمی، تجارت و سیاست تسلط کامل دارد.

 روی نقشه، شهر به۲۰ ناحیه تقسیم می شود، الگویی که بیانگر توسعه تاریخی و متوالی است. رودخانه سن از نزدیکی بوا دو ونسن در جنوب شرقی وارد پاریس شده و با عبور از سه جزیره کوچک «سنت لویی و ایل دولاسیتی»  در راه خروج، ایله دسينیه – راه پر و پیچ خم خود را تا شمال و جنوب ادامه می دهد

عکس صفحه 7- نمای هرم لوور در شب

عکس صفحه 8- نمایی از شکوه کُر

تپه­های زنجیره ای که در شمال این رودخانه سربرآورده اند، شامل مونمارتر (بلندترین نقطه شهر)، ملینمونتا، بلویل و بیتچومو و در جنوب، مونتسوري، استه ژنه ویوی، بوت زوکای و میسون بلانش هستند، کمربندی به طول ۳۵ کیلومتر دورتادور شهر کشیده شده است. این کمر بندی در سال ۱۹۷۳ برای کاهش بار ترافیکی ساخته شده، که البته خود این کمربندی به ویژه در ساعات اوج رفت و آمد، پر ترافیک است. حومه شهر که دو حلقه متحدالمرکز تشکیل داده، اطراف شهر قرار دارد و به چند بخش تقسیم شده است. ناپلئون بناپارت در آغاز قرن ۱۹ موقعیت خاصی برای شهر پاریس به وجود آورد که آن را به مرکز قدرت دولتی برای حفظ سیاست ها و ثروت این پایتخت تبدیل کرد. امروزه، هر ناحیه دارای کنسول و شهر دار مخصوص خود برای رسیدگی به امور محلی است. پاریس دارای ۲۴ نماینده و ۱۲ سناتور در دو پارلمان فرانسه است.

رودخانه

نوشته لاتین بر روی نشان های حکومتی عنوان می کند که: «پاریس از امواج این رودخانه تغذیه می کند، اما هرگز غرق نمی شود»، و تأکید می کند که پاریس در کناره های رودخانه سن متولد شده است.

پاریس که در زمان تاسیس به دست رومی ها لوتسیا نام داشته در محل یک سکونتگاه گالیک پاریسی روی بزرگ ترین جزیره در رودخانه سن پایه گذاری شد، اما امروزه این سن است که از راه باریکی از دل این شهر می گذرد. سِن عریض ترین خیابان شهر است؛ روی این رودخانه ۷۳ پل ساخته شده، که بعضی از آنها دارای زیباترین نماها از شهر هستند.

عکس صفحه 9- کافه مونتمارت با دکور فیلم آملیا

همچنین این رودخانه آرام ترین شاهراه شهر بوده و روزانه خیل گردشگران و قایق های تجاری روی آن دیده می شوند. کرانه های این رودخانه در قرن ۹۱ با شتشوخانه ها و آسیاب های آبی بسته شدند، و کشتی هایی از سرتاسر فرانسه روی آب های آن در رفت و آمد هستند. حالا عجیب است که بتوانید 700 کشتی جنگی وایکینک ها در قرن 19 برای حمله به پاریس از قسمت شمالی، هزاران جسد شناور روی آب در سال ۲۷۵۱، قربانیان روز کشتار سن بارتولومئو، که سن را به رودخانه خون تبدیل کرد، تصور کنید.

امروزه، کشتی های باری کوچک و قایق های زیبا در راه خود به بورگاندی از کانال های سن مارتین و سن دنیس برای کوتاه تر شدن مسیر حرکت خود استفاده کرده، و از شمال شرقی شهر می گذرند.

امکانات پاریس

یکی از ماندگارترین تصاویر پاریس یکی از خیابان های بلند و مشجر به درختان شاه بلوط آن است. میدان ها، پارک ها و باغ ها مملو از گل و گیاه هستند، و آنها را به سبک فرانسوی رسمی با سبک انگلیسی باب در دوران ناپلئون سوم تزئین کرده اند. در خیابان پاریس را تقسیم کرده اند، یکی مسیری طولانی از شمال به جنوب (از بولوار استراسبورگ تا پولوار سن میشل) و دیگری خیابانی از شرق به غرب (از خیابان فابورگ سن آنتونی تا لا -دِفانس) است. بدین ترتیب، این شهر به قسمت های موزاییکی یا «دهکده» تقسیم شده که هر کدام ویژگی های خودشان را دارند.

زنجیره ای از بولوارها اطراف مرکز شهر را احاطه کرده اند، و دقیقاً نشان می دهند که محدوده های شهر در دوران قرون وسطا به چه شکل بوده است. چندین خیابان در نام خود فابورگ دارند و این به آن معناست که آنها زمانی بخشی از حومه بیرون از دیوارهای شهر بوده اند.

مهمترین بخش غیر رسمی در پاریس بین انتهای شرقی طبقه کارگر شهر و غرب بورژوا است. به طور کلی، هر چه بیشتر به طرف شرق می روید، خود را در طیف چپ سیاسی خواهید یافت. در نواحی غربی کرایه ها سر به فلک می کشند. در حالیکه قیمت ها در شرق مقرون به صرفه تر هستند. برنامه ریزان شهری دهه هاست که به دنبال ایجاد موازنه بین این دو و پروژه های بازسازی شهری عظیم در پرسی و «لفت نک» (کرانه چپ) جدید در جنوب شرقی هستند.

عکس صفحه 10- ورودی مترو آرت نوا

جمعیت

پاریس جمعیتی بیشتر از توکیو، لندن، با نیویورک دارد و شاید بتوان این تراکم جمعیت بالا را ناشی از این حقیقت دانست که پاریسی ها در خانه های کوچک و آپارتمان های فشرده شده در شهری با مساحت ۱۰۰ کیلومتر مربع زندگی می کنند.

در این شهر، داشتن مالکیت یک خانه و باغ حاکی از پولدار بودن است. برای رسیدن به فضای کافی برای زندگی رقابت شدید است، و میانگین ۰۰۰، ۱۵۰ نفر در هر زمانی در پاریس در جستجوی خانه هستند.

البته در اینجا یک تناقض وجود دارد، چون این نبرد بر سر مکانی برای زندگی در شهری روی می دهد که ۱۶ درصد آپارتمان خالی دارد. کرایه های بالا نیز در این حقیقت سهیم هستند که بسیاری از پاریسی ها زمان و پول کافی برای لذت بردن از شهری که در آن زندگی می کنند را ندارند، و در یک زندگی روزمره گرفتار شده اند که آن را متروبولودودو (رفت و آمد، کار، خواب) نام داده اند.

با اینحال، برای فرد خوش شانسی که در مرکز این شهر زندگی کند، مزایا بیشتر از معایب هستند. پاریس، یک کلانشهر پاکیزه و ایمن بوده و به عنوان یکی از بهترین شهرهای دنیا برای لذت بردن از زندگی شناخته شده است.

فرهنگ کافه

کافه در توسعه روشنفکری، سیاسی و هنری پاریس نقش مهمی داشته است، کافة ولتر جایی است که ولتر در قرن ۱۸ در آن با دوست خود دیدرو برای بحث درباره تنوری های وشنفکری ملاقات می کرد. ورالین و مالارم، شعرای قرن ۱۹ نیز در اینجا با هم گفتگو می کردند، و ارنست همینگوی و اف. اسکات فیتزجرالد، نویسندگان آمریکایی دهه ۱۹۲۰ ویژگی های این کافه را ستایش کردند. دیگر نویسندگان پاریس بین دو جنگ جهانی ساعات خود را پشت میزهای Le Procope می گذراندند، و ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف اگزیستانسیالیسم، و معشوقه اش سیمون دوبوار باعث شهرت Les Deux Magots در دهه ۱۹۵۰ شدند. کافه آرت دکو یکی دیگر از مکان های محبوب سارتر بود، امروزه، سیاستمداران در Brasserie LipP دور هم جمع می شوند.

تاریخچه ای کوتاه

آغاز پاریس به عنوان یک اجتماع در جزیره ماهیگیری و بندر تجاری در میانه های رودخانه سن بود. ساکنین عصر سنگی، ابتدایی ترین رد پای خود را در کناره های شمالی رود و مکانی بر جای گذاشته اند، که اکنون لوور روی آن قرار دارد، اما با رسیدن سال ۲۵۰ قبل از میلاد بود که شهر به دستان ماهر پاریسی ها، یک قبیله سلتی، افتاد و آنها در ایله دلا سایت (Ile de la Cite) سکنی گزیدند.

جزیره آنها، که از کرانه های رودخانه دور بود، به پناهگاه خوبی برای قبیله بلگا از سمت شرق تبدیل شد، پاريسی ها برای تجارت با سرزمین های بریتانیا و مدیترانه سکه های طلای کار دست خودشان را ضرب کردند، و شکوفایی و موقعیت استراتژیک این شهر توجه جولیوس سزار را جلب خود کرد و لژیون های او در سال ۵۲ قبل از میلاد این منطقه را فتح کردند. زمین کنار رودخانه باتلاقی بود. (لوتسیا به معنای سرزمین باتلاقی است)، بنابراین رومی ها تا جایی به قسمت اصلی این جزیره نفوذ کردند که امروزه محله لاتین Left Bank نام دارد.

خیابان سن ژاک و خیابان سن مارتین از مسیری می گذرند که جاده رومی قدیمی شمال فرانسه را به اورلئان متصل می کرد، تعدادی از بقایای بنایی قنات از اغلب بناهای رومی مانند تالارها، تئاترها و معابد یافت شده اند.

عکس صفحه 12- آثار سنگی رومی در موزه ملی موین آژ

اما بقایای قابل توجهی از حمام های عمومی در جایی یافت شده اند که اکنون یکی از جناح های موزه ملی موین از است. در قرن سوم، قبایل هان و فرانک بر گاول رومی پیروز شده و شهروندان را به سوی سکونت در ایله دلا سایت، مکه در همین دوران پاریس نامیده شد، هدایت کردند. کلوویس، پادشاه فرانک ها در سال ۵۰۸ دادگاه خود را در همین جا تأسیس کرد. او بعدها به مسیحیت ایمان آورده، و بسیاری از موسسات دینی، مانند سن ژرمن قدیمی ترین کلیسای شهر، مربوط به همین دوره می باشد.

کاپِتی ها

دزدان دریایی نورمن از سال ۸۴۵ مرتباً به پاریس حمله می کردند. این شهر تا ۹۸۷ دچار رکود شد، تا اینکه هیو کاپت، کنت پاریس، پادشاه فرانسه شد. پادشاهی کاپتی او این شهر را به پایتخت اقتصادی و سیاسی فرانسه تبدیل کرد.

دوباره رودخانه سن به عامل مهم در شکوفایی اقتصادی تبدیل شد، و تصویر یک کشتی روی نشان شهر به نماد آن تبدیل شد. منطقه بندر Right Bank که به Greve شهرت دارد، در اطراف ناحیه اوتل دویل امروزی گسترش یافت ، فیلیپ آگوست (۱۲۲۳-۱۱۸۰) از عایدی حاصل از تجارت برای ساختن قلعه ای به نام لوور ( باروهای پایینی آن هنوز زیر موزه امروزی دیده می شوند)، نوتردام، خیابان های سنگفرش، کانال های آب و فواره های آب شیرین استفاده کرد. او در حالیکه برای جنگ صلیبیون سوم عازم میدان نبرد بود برای حفاظت از سرمایه گذاری هایش دورتادور شهر دیوار ساخت.

لوئی چهارم (۷۰- ۱۲۲۶) که بسیار مذهبی بوده و بعدها در شمار مقدسین جای گرفت. سن شاپل، شاهکار گوتیک این شهر را به آن داد، و حمایت او از زندگی معنوی و روشنفکری باعث شکوفایی محله «کناره چپ رود» شد. در این دوران مدارس بسیاری با حضور کشیشان لاتین زبان تاسیس شدند و روبرت سوربون، کشیش پادشاه ، دانشگاه سوربون را افتتاح کرد. پاریس تا پایان دوره پادشاهی لوئی با 100.000 نفر جمعیت، یکی از بزرگ ترین شهرها در جهان مسیحیت غرب محسوب می شد.

در قرن ۱۴، طبقه بازرگان این شهر از خلاء سیاسی ناشی از مرگ بسیاه و جنگ صد ساله با انگلستان سود برد. در سال ۱۳۵۶، یا زندانی شدن ژان لوبون در پویتیه، اتین مارسل، رهبر تاجران، یک دولت شهری در پاریس راه انداخت. با اینکه او دو سال بعد کشته شد، نشان داد که پاریسی ها نیرویی هستند که می توان روی آنها حساب کرد. چارلز پنچم، جانشین زان، که از جنگ می ترسید قلعه باستیل را ساخت.

اشغال و اختلاف دینی

ناآرامی های داخلی بدون نتیجه ادامه یافت. دوک بورگاندی در ۱۴۰۷ دوک اورلئان را در خیابان باربت به قتل رساند، که منجر به ۱۲ سال جنگ بین حامیان آنها شد. بورگاندی ها از انگلیس کمک خواستند، و نیروهای این کشور بعد از شکست فرانسه در آژان کورت به رهبری هنری پنجم، در ۱۴۳۰ وارد پاریس شدند. سال های بعدی، ژاندارک سعی کرد انگلیسی ها را بیرون کند، اما نتوانست، در سال بعد اوضاع به بدترین شکل رسید. هنری نهم انگلیس به عنوان پادشاه فرانسه تاجگذاری کرد. اما این پیروزی انگلیس عمر کوتاهی داشت به زودی آنها از شهر رانده شدند، و در ۱۴۵۳ تمام دارایی های فرانسوی خود، به جز بندر کاله، را از دست دادند.

در اوایل قرن ۱۶، این شهر تحت فرمانروایی فرانکوسپس اول (47-1515)، پادشاهی مطلق گرا و غايب که همیشه مشغول جنگ در ایتالیا بود و حتی یک سال در اسپانیا زندانی بود، به شکوفایی رسید. بخش اعظم لوور ویران شد و دوباره بازسازی شد. یک اوبل دويل (تالار شهر) جدید ساخته و کلیسای بزرگ سن اوستاش بنا شد.

این شکوه و جلال به زودی با جنگ مذهبی به خون کشیده شد و این جنگ از ۱۵۷۲ با روز قتل عام سن بارتولومئو و کشتار ۳۰۰۰ پروتستان در پاریس آغاز شد و با قتل های خونین هنری ناوار در ۱۵۸۹ به اوج خود رسید. قبل از تسلیم شدن کاتولیک هار 13.000 پاریسی از گرسنگی جان خود را از دست دادند. هنری در شارتر تاجگذاری کرد و بالاخره در ۱۵۹۴ با روی آوردن به مذهب کاتولیک و با گفتن این جمله که «پاریس ارزش بسیاری دارد»، وارد این پایتخت شد.

عکس صفحه 15- قصر لوگزامبورگ، برای بیوه هنری چهارم

هنری چهارم دوباره غرور را به پاریس برگرداند و ارباب آن شد. او محله زیبای دیووژ و دافين را ساخت، گرانه های رودخانه را با اسکله های آرسنال، هورلوژ و Orfevres تزئین کرد، و حتی دستگاه هیدرولیک ساماراتی را ساخت که تا سال ۱۸۱۳ آب شیرین را به خانه های «کناره راست» پمپاژ می کرد. هنری لیون روی (پادشاه هنری خوب) محبوب ترین پادشاه فرانسه و بدنام ترین مرد زنان بود. او کار پل پونوف (قدیمی ترین پل پاریس) و نیز باغ های مجاور آن، که گفته می شود در آنجا با زنان عياشی می کرد، را به پایان رساند.

پاریس در طول پادشاهی لوئی سیزدهم (۴۳-۱۶۱۰) به روز و مدرن شد که امروزه به یکی از شاخص های اصلی آن تبدیل شده است. خانه های باشکوه در امتداد خیابان فابورگ سن اونور سر به آسمان برده، و اوتل هما (عمارات) باشکوهی در «مقی (ماری)» ساخته شدند.

این پایتخت با تأسیس چاپ و انتشارات رویال و آکادمی فرانسوا کاردینال ریشلیو قدرت خود در سطح کشور را افزایش داد. پاریس بیش از گذشته نخبگان سرتاسر کشور را جذب خود کرد، هر چند بیش از آن بودند که به مذاق لوئی چهاردهم (۱۶۴۳-۱۷۹۵) خوش نمی آمد.

لوئی برای دور هم جمع کردن آریستوکرات های قدرتمند و مستقل خود تصمیم گرفت تا دربار را به ورسای منتقل کند، و درباریان را قانع کرد تا در خرابه ها زندگی کنند تا او بتواند در قصر باشکوه خود زندگی کند.

عکس صفحه 16- پرتره ماکسیمیلیان روبسپیر

پاریس کم کم اهمیت سیاسی خود را از دست داد، اما با ژاردن تویلری و شانزه الیزه، و بنای لوور و بیمارستان اینوالید برای سربازان مجروح بپش از گذشته باشکوه به نظر می رسید.

پاریس با وجود آکادمی های هنر، ادبیات و علوم جدید و برپایی تئاتر کمدی فرانسوا (۱۶۸۰) و چند تئاتر دیگر به موقعیت فرهنگی قابل توجهی در اروپا دست یافت. در این دوران، جمعیت شهر به 560.000 نفر رسیده بود.

با اینحال نارضایتی مردم در حال افزایش بود، زیرا فساد و مالیات های سنگین برای جنگ های خارجی پرهزینه از ویژگی های مهم دوران جانشینان لوئی چهاردهم، لوئی پانزدهم ضعیف (۷۴-۱۷۱۵) و لوئی شانزدهم بی عرضه (۹۳-۱۷۷۴) بود. یکی از آخرین پروژه­ها، ساخت دیواری 23 کیلومتری دورتادور شهر بود.

این پروژه که در سال ۱۷۸۴ شروع شد، یکی عوامل مهم در ناآرامی های بعدی بود، زیرا در قسمت هایی از ساخت این دیوار برای کالاهای واردشده به شهر نیز مالیات دریافت می شد.

انقلاب

پاریس مرکز یک آشوب سیاسی بود که به انقلاب فرانسه منجر شد. شوک بعد از این آشوب در تمام فرانسه گسترش یافت تا اینکه تمام قاره اروپا را لرزاند. همه چیز با اعتراض به مالیات ها شروع شده و به حمله به امتیازات سلطنتی، آریستوکراسی و کلیسا تبدیل شد. روشنفکران طبقه متوسط با فقرا در راه این انقلاب همگام و همصدا شدند. انقلابیون قلعه – زندان باسیل را در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ ویران کرده، و تا اعدام دشمنان جمهوری جدید پیش رفتند. اوج این انقلاب در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ بود که در آن لوئی شانزدهم از تخت بر کنار شد. در حکومت ترور در سال بعد، چندین انقلابی لونی را تا پای گیوتین بردند. کامیل دسولين، سخنور آتشین، دانتون، که سعی کرد ترور را تعدیل کند و سپس مردانی که ترتیب این برنامه را داده بودند، روبسپیر و سن جاست.

امپراطوری اول

ناپلئون بناپارت در ۱۷۹۹ اولین شهردار شد، و بعدها خود را امپراطور نامید. او برای پاریس تمام کارهایی را انجام داد که یک شهر دار پرشور انجام می دهد و البته کشور گشایی های نظامی او هرگز مانع از انجام این کارها نشد. مثلا، در مسکو فرصت یافت تا طرح مجسمه های تئاتر کمدی فرانسوا را آماده کند. نقشه های دقیقی از پاریس و نقشه های معماری بناهای جدید همیشه در چمدان های او بودند.

 امپراطور برای تمام بناهای باشکوه خود- مثلاً طاق پیروزی و ستون گراند – آرمی در وندوم – به پیشرفت های شهری خود بسیار مغرور بود: بهترین امکانات تامین آب، بهترین سیستم فاضلاب، بازارهای جدید محصولات غذایی و دولت شهری موفق و نیروی پلیس. بسیاری از اصلاحات او حتی بعد از شکست نهایی در ۱۸۱۵ پابر جا ماندند.

پل گیوتین

از پایه های قلعه باسیل برای ساختن پلی استفاده شد که به محله کنکورد امروزی می رسید و گیوتین در آنجا نصب شده بود.

بازسازی

این امپراطوری با همه اقدامات انجام گرفته، از جانب کارگران ناراضی پاریس، روشنفکران رادیکال و بورژواهای خیالپرداز تهدید می شد، این اعتراضات در جولای ۱۸۳۰ به شورش و سنگر سازی تبدیل شد؛ چارلز دهم مجبور به کناره گیری شد.

با اینحال، رهبران انقلاب به جای احیای جمهوری جانب احتیاط را رعایت کرده و لوئی فیلیپ میانه رو با «شاه شهروند» را پذیرفتند.

انقلاب ۱۸۴۸، که به سلطنت لوئی- فیلیپ پایان داد، نیز با شورش و سنگرسازی در خیابان های پاریس آغاز شد.

عکس صفحه 18- ناپلئون بناپارت

جمعیت عظیمی قصر سلطنتی را تهدید کرده، و پادشاه مجبور به فرار شد، و سپس با حمله به مجلس نمایندگان خواستار یک جمهوری شدند.

به دنبال آن انتخابات برگزار شد، اما آنها نشان دادند که پار پس رادیکال هر چه باشد، بقیه فرانسه همچنان محافظه کار بود. مجمع ملی جدید امتیازاتی که به کارگران داده شده بود را لغو کرد و سنگرها دوباره بالا رفتند.

این بار ارتش با سلاح های سنگین وارد ماجرا شد. حداقل 1.500 شورشی کشته و هزاران نفر تبعید شدند.

امپراطوری دوم

لوئی ناپلئون (برادر زاده ناپلئون بناپارت، که پسرش در جوانی مرد) که در انتخابات کاملاً دموکرات به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود، در سال ۱۸۵۱ قدرت کامل را به دست گرفته و سال بعد به امپراطور ناپلئون دوم تبدیل شد. ترس باعث شد تا او پاریس را به سوی مدرنیته سوق دهد. شورش های ۱۸۳۰ و ۱۸۴۸ در مناطق پر جمعیت طبقه کارگر و در اطراف مرکز شهر شعله کشیدند، و او خواستار اجتناب از آشوب بود.

او بارون ژرژ هاسمن را مامور رسیدگی به کوچه های باریکی کرد که نارضایتی را افزایش می دادند، و ساکنین آنها را به حومه شهر منتقل کردند. شهر با خیابان های عریض باز شده این به اصطلاح گراند بولوارها برای سنگربندی به خوبی عریض بودند و در صورت انقلاب توپخانه خط دید خوبی داشت.

امپراطوری دوم دوران فراوانی و توسعه بود، اما امپراطور در ۱۸۷۰ در گیر جنگ با پروس شد. ارتش فوراً شکست خورد، و رسوایی اسارت ناپلئون سوم باعث اعلام یک جمهوری جدید شد و به دنبال آن پروسی های وحشی سعی داشتند وارد پاریس نمودند.

پاریس مقاومت کرد، هر چند تا سر حد گرسنگی و مرگ پیش رفت. وقتی رهبران فرانسه پر سر صلح توافق کردند. شورش دیگری برپا شد.

جمهوری های سوم و چهارم

عمر کمون پاریس (با حاکمیت کارگران) از ۱۸ مارس تا ۲۹ مه ۱۹۷۱، به مدت ۱۰ هفته بود، تا اینکه آدولف تیرز، اولین رئیس جمهور جمهوری سوم، برای در هم کوبیدن ورسای نیروهای نظامی را وارد آن کرد. در روزهای آخر، كمون ها قصر تویلری را به آتش کشیده اسقف اعظم پاریس را گروگان گرفتند. دولت نیز مقابله به مثل کرده و حداقل 20.000 حامی انجمن محلی در این مبارزه کشته یا بعداً اعدام شدند.

شکوفایی دوباره به پاریس بازگشت، و پیشرفت در ساخت و ساز از ویژگی های مهم آن دوره است. پروژه هایی مانند قصر گارنیه و بازار له آل که در دوران ناپلئون سوم شروع شده بودند، تکمیل شدند. شهر چهره جدید خود را در نمایشگاه جهانی ۱۸۸۹ به نمایش گذاشت، و برج ایفل نماد این مراسم بود. سیستم مترو شهر در سال ۱۹۰۰ شروع به کار کرد.

با این حال، بعد از این دوره صلح دو جنگ خسارات بسیاری به بار آوردند. آلمانی ها نتوانستند در طول جهانی اول پاریس را اشغال کنند، اما در جنگ جهانی دوم آن را به مدت چهار سال از ۴۴-۱۹۴۰ اشغال کردند. این شهر از بمباران های وسیع در امان ماند، و دستور کینه توزانه هیتلر برای تخریب شهر قبل از عقب نشینی نادیده گرفته شد. پاریس بالاخره آزاد شد، و یک رژه در شانزه الیزه با حضور ژنرال چارلز دو گل، نیروهای فرانسه آزاد او و متفقین آمریکایی و بریتانیایی برگزار شد. این شهر بعد از جنگ تحت تاثیر افرادی مانند کامو، سارتر، ژولیت گرکو و نوازندگان سبک بییاب دوباره درخشش خود را به دست آورد. با اینحال، بعد از توالی سریع دولت ها، بهبود وضعیت اقتصادی به کندی پیش می رفت.

عکس صفحه 20- ژنرال چارلز دو گل

جمهوری پنجم

جمهوری چهارم در سال ۱۹۵۸ بعد از انقلاب ارتش در یک جنگ مستعمراتی در الجزیره سقوط کرد. دوگل که بعد از بازنشستگی دوباره از او درخواست شده بود به عنوان اولین رئیس جمهور جمهوری پنجم انتخاب شد و برای احیای دوباره پرستیژ و جایگاه فرانسه اقداماتی را آغاز کرد.

از شورش های ۱۹۶۸ تا ریاست جمهوری میتراند

دوباره در مه ۱۹۶۸ سنگرها و شورش ها پاریس را زمین زدند. کارگران در اعتصاب بودند، و دانشجویان در محله لاتین سنگ های فرش خیابان را به ساختمان دولت پرتاب می کردند. اما انتخابات ملی نشان داد که پاریس باز هم با بقیه فرانسه فرق دارد، و به نفع ثبات رای می دهد. ژرژ پمپیدو که بعد از دو گل به ریاست جمهوری رسید با احداث بزرگراه ها و آسمان خراش های جنجالی کنار رودخانه، و مرکز فرهنگی بیبورگ شگفت انگیز که نام او را بر خود دارد، شکوفایی دوباره پاریس را تضمین کرد.

ژاک شیراک در ۱۹۷۷ به عنوان اولین شهردار پاریس پس از یک قرن در یک انتخابات دموکرات انتخاب شد. در آن زمان که سیاستمداران می توانستند در دو مقام شهرداری و نخست وزیری کار کنند، پاريسی ها از حضور رهبرانی سود بردند که آرزوهای سیاسی ملی خود را با یک عملگرد پویای شهری توسعه می دادند. با اینکه شیراک به خاطر سليقه اش در جایگزینی مراکز خرید به جای بازارهای قدیمی له آل مورد انتقاد قرار گرفت، برای پاکسازی خیابان های بسیار کثیف پاریس در آن دوران شهرت بسیاری یافت.

رئیس جمهور فرانسوا میتراند (۹۵ – ۱۹۸۱) با مجموعه ای از پروژه های بزرگ نام خود را در پاریس جاودانه کرد: شاهکار هرمی لوور، طاق بزرگ لا-دفانس، اپرا باستیل، موسسه دو مونت عرب و کتابخانه ملی که نام او را بر خود دارد.

ارزش های خانودگی

نرخ زاد و ولد در فرانسه با ۱٫۹ کودک در هر خانواده از میانگین اروپایی می گذرد. اما همچنان یک منبع نگرانی برای دولت است. به هر خانواده با سه فرزند یا بیشتر با مزایای متعددی شامل خدمات پرستاری، سوبسید حمل و نقل عمومی، مالیات اتومبیل و غذای مدرسه، و نیز ورودی رایگان به موزه ها پاداش داده می شود. در سال ۲۰۰۴، جمعیت فرانسه به ۶۰ میلیون نفر رسیده و از بریتانیا یا ۵۹ میلیون نفر جمعیت پیشی گرفت. نرخ زاد و ولد در فرانسه به دلیل حضور گروه های بزرگ مسلمان، که طبق آمارها تعداد آنها در حال افزایش است، رو به رشد است.

پاریس امروز

شیراک بعد از ۲۰ سال فعالیت تبلیغاتی مقام شهرداری را در سال ۱۹۹۵ کتار گذاشت تا به ریاست جمهوری برسد. با این حال، شهرت او در عرض دو سال به تدریج کاهش یافت، و لیونل جاسپین، از حزب سوسیالیست مخالف، به نخست وزیری رسید. دوره همکاری این دو با رشد اقتصادی، کاهش نرخ بیکاری و افزایش ارزش ملک همراه بود.

عکس صفحه 22- فرانسوا اولاند

پاریسی ها در انتخابات شهرداری ۲۰۰۱ به برتراند دلانو، اولین شهردار سوسیالیست بعد از ۱۳۰ سال، رای دادند. با اینحال دور اول انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۲ با حضور چشمگیر راستی ها همراه بود، که در آن ژان ماری لپن، کاندید جنبه ملی، ژوزفین را شکست داد. با اینکه شیراک توانست در دور دوم لین را شکست دهد، میزان حمایت از این دولت های سرتاسر اروپا را شگفت زده کرد.

پاریسی ها برای ابزار نارضایتی خود از این به خیابان ها آمدند؛ این کار به پیروزی شیراک در دور دوم انتخابات در ۵ مه ۲۰۰۲ کمک بسیاری کرد. پرزیدنت شیراک در جریان جنگ عراق نظر مخالف داشت، که بعد از آغاز اصلاحات در سیستم مزایا و مستمری ایید بسیاری برای او به همراه داشت. او دیگر در سال ۲۰۰۷ یک نیروی از نفس افتاده محسوب می شد. نیکلا سارکوزی، کاندید حزب او، توانست در انتخابات ریاست جمهوری ماه مه پیروز شده و قول اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را داد. از آنجا که این کشور باید با چالش های قرن ۲۱ رو برو شود، بسیاری بر این باورند که همچنان روح انقلابی فرانسه و ملت متحد آن می تپد. در تاریخ ششم ماه می ۲۰۱۲، با اعلام نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، فرانسوا اولاند، کاندیدای سوسیالیست توانست نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور قبلی این کشور را شکست داده و به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شود.

شاخص های تاریخی

۲۵۰ قبل از میلاد: سکونت سلتی ها در جزیره ای روی رودخانه سن.

 ۵۲ قبل از میلاد: پیروزی رومی ها، و توسعه به طرف کناره چپ رود سن.

 ۵۰۸ کلوویس، شاه فرانک ها، پاریس را پایتخت اعلام کرد.

 ۹۸۷ هوگو کاپت به عنوان پادشاه فرانسه انتخاب شد.

 ۱۴۲۰: انگلیس پاریس را اشغال کرد.

 ۱۴۳۱: هنری ششم انگلیس به عنوان پادشاه فرانسه تاجگذاری کرد.

 ۱۴۳۶: انگلیسی ها بیرون رانده شدند.

 ۱۵۹۴: هنری چهارم وارد پاریس شد.

۱۶۸۲: لوئی چهاردهم دربار را به ورسای سنتقل کرد.

 ۱۷۸۹ طوفان باستیل انقلاب فرانسه را آغاز کرد.

 ۱۷۹۳: اعدام لوئی شانزدهم و ماری آنتونه: فرمانروایی ترور.

 ۱۸۰۴: ناپلئون بناپارت امپراطور شد.

 15-1814 سقوط ناپلئون احیای سلطنت بوربون.

 ۱۸۳۰: انقلاب بورژوا: لوئی فیلیپ، پادشاه شهروند.

 ۱۸۴۸: انقلاب لوئی ناپلئون را به قدرت رساند.

 1-1870 جنگ فرانسه – پروس: پایان امپراطوری دوم؛ محاصره پاريس.

 ۱۸۷۱: کمون پاریس – ده هفته حاکمیت کارگران.

 ۱۹۰۰ افتتاح اولین خط مترو.

 ۱۹۱۴-۱۸: جنگ جهانی اول، پیشروی آلمانی ها تا هشت ماپلی پاریس.

 ۱۹۳۹: شروع جنگ جهانی دوم.

 ۱۹۴۰: کاپیتولاسیون دولت فرانسه، آلمانی ها پاریس را اشغال کردند.

 ۱۹۴۴، نیروهای فرانسه آزاد و متفقین پاریس را آزاد کردند.

 ۱۹۵۸: سقوط جمهوری چهارم ریاست جمهوری دوگل.

 ۱۹۶۸: شیرش دانشجویان، اعتصاب کارگران.

 ۱۹۷۷: انتخاب ژاک شیراک به عنوان اولین شهرداری منتخب از سال ۱۸۷۱.

 ۱۹۸۱-۹۵: ساخت و سازهای جدید پرزیدنت میتواند شامل هرم لوور.

 ۱۹۹۵ ریاست جمهوری ژاک شیراک.

 ۲۰۰۲، جایگزینی یورو به جای واحد پول فرانک.

 ۲۰۰۳: در آگوست، حدود 15.000 نفر در یک موج گرما جان خود را از دست دادند.

 ۲۰۰۵: تا آرامی شهری در پایتخت بر علیه مهاجرت و نژاد پرستی.

 ۲۰۰۶: آغاز اعتراضات در پاریس به خاطر تصویب قانون جنجالی اشتغال جوانان.

 ۲۰۰۷: ریاست جمهوری نیکلا سارکوزی.

 ۲۰۱۴: ریاست جمهوری فرانسوا اولاند.

درصورت هرگونه سوال و یا درخواست میتوانید از طریق فرم زیر با ما در ارتباط باشید.